تبليغاتX
السلام علينا و علي عبادالله الصالحين
 

خجسته میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت بر شما دوست عزیز و همه دوستاران حضرتش مبارک باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:9  توسط عبد عاصی  | 

دعایی که در قالب وبلاگ گذاشته شده و پخش می شود دعای عهد است .
مطلب زیر و لینک صوتی دعا را از
تبیان برگزیده و خدمتتان ارائه نمودیم امید اینکه کمال استفاده را برده و از دعای خیر فراموشمان نکنید .


دعای عهد

متن پیمان و سرودی است از شیعه ی دل سوخته ی چشم به راه آرزومند دیدار و یاری محبوب پرده نشین ِ طرید. او آرزو می کند یاری و نصرت و ابراز مهر بی دریغ عزیز مصر هستی را در هنگامه ظهور وحضور آن حضرت. انشاء کننده ی آن امام صادق علیه السلام است و گاه آن، هر سپیده در پس فریضه ی الهی صبحگاهی. در آن با پروردگار جهان و جهانیان، آورنده کتاب تکوین و تدوین نجوا می کند و از او سراغ ولی اولیا (قائم آل محمد) که درود خدا بر او باد را می گیرد و نام ها می برد تا به زیباترین ها می رسد و آن گاه شهادت در برابر دیدگان او را می خواهد. و تمام این سرود در چهل روز است که در انجام آن از معبود می خواهد که مهر او از مرز زندگی دنیوی بگذرد و در دیگر نشئه(برزخ) نیز رابطه مودت او قطع نشود و در هنگامه ظهور، در رکاب مولایش به ستیز با کافران و مشرکان و منافقان بپردازد.

دانلود دعای عهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 10:33  توسط عبد عاصی  | 

.: عارفانه ها و عاشقانه های مرحوم میرزا اسماعیل دولابی :.

 

 

استغفار

 

* هر جا غصّه دار شدی استغفار كن . استغفار امان انسان است . به این كاری نداشته باش كه چرا محزون شده ای ، اذیّتت كرده اند ؟ گناهی كرده ای ؟ بعضی وجود خودشان را گناه می دانند . شما می گویی چرا من درست كار نمی كنم ، او خودش را گناه می داند . محزون كه شدی استغفار كن . چه غم خود را داشته باشی و چه غم مؤمنین را ، استغفار غمها را از بین می برد . همان طور كه وقتی خطا می كنی همه صدمه می خورند ، مثلاً وقتی چند نفر كفران نعمت می كنند به همه ضرر می رسد ؛ استغفار هم كه می كنی به همه ماسوای خودت نفع می رسانی .

 

* هر روز عصر 70 بار استغفار را ترك مكن . عموماً عصر و دم غروب شیعیان را غم می گیرد و با استغفار برطرف می شود . با این استغفار دل پاك می شود و شیطان به دل پاك راه ندارد .

برگرفته از وبلاگ دوست عزیزمان با عنوان نویسنده عاشق خدا و وبلاگ وزین کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی به آدرس اینترنتی :

http://ostad-tayyeb.blogfa.com/

مصباح الهدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 17:38  توسط عبد عاصی  | 

اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري، اي بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي، تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند، آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.

 

 السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
كنيه: ابو عبداللّه  لقب: صادق
 پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى

مكان ولادت: مدينه    

مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت:
مسموميت   

قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسى)

مدفن مطهر:  قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره)

سالروز شهادت حضرتش بر عموم شیعیان راستینش تسلیت باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 18:50  توسط عبد عاصی  | 

حضرت امیر علیه السّلام می فرماید:

 مردی نزد رسول خدا ص آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملی راهنمایی كنید، به عملی كه به سبب آن:

  1. خدا مرا دوست بدارد                     
  2. مردم مرا دوست بدارند
  3. دارائیم فراوان شود
  4. بدنم سالم بماند
  5.  عمرم طولانی شود
  6. خدا مرا با تو محشور كند

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند:

 این 6 حاجت 6 خصلت می خواهد:

  1. اگر می خواهی خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز كن.
  2. اگر می خواهی مردم تو را دوست دارند به آن ها خوبی و نیكی كن و به آنچه در دست آن هاست طمع نكن و چشم نینداز.
  3. اگر می خواهی دارائیت فراوان شود زكوة بده.
  4. اگر می خواهی بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.
  5. و اگر می خواهی عمرت طولانی شود صله رحم كن(دید و بازدید خویشان)
  6. و اگر می خواهی خدا تو را با من محشور كند سجده را برای خدا طولانی كن.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:23  توسط عبد عاصی  | 

نام خدا

 

جوانی  در سال 1355 طی نامه ای محضر علامه سید محمد طباطبائی درخواست دستورات عملی می كند نامه سوال او و جوب علامه بدین قرار است  كه خدمتتان تقدیم می كنم

كلید نجات

محضر مبارك حضرت ایت الله العظمی آقای طباطبائی

سلام علیكم و رحمه الله و بركاته .

جوانی هستم 22 ساله كه تنها ممكن است شما باشید كه به این سوال من پاسخ گویید .

در محیط و شرایطی زندگی می كنم كه هوای نفس و امال بر من تسلط فراوان دارند ومرا اسیر خود ساخته اند و سبب بارز ماندن من از حركت به سوی الله شده اند درخواستی كه از شما دارم این است كه بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این ظلسم شوم را كه همگان گرفتار انند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند ؟ لطفا نصیحت نمی خواهم بلكه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم

23/10/1355

جواب علامه

السلام علیكم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری كه در نامه مرقوم  داشته اید لازم ات همتی بر اورده و توبه ای نموده به مراقبه و محاسبه پردازید به این نحو كه هر روز كه هنگام صبح از خواب بیدار می شوید قصد  جدی كنید كه در هر عملی كه پیش می اید رضای خدا را مراعات خواهم نمود ، ان وقت در سر هر كاری كه می خواهید انجام دهید نفع اخرت را منظور خواهید داشت به طوری كه اگر نفع اخروی نبود انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در كارهایی كه در روز انجام داده اید فكر كرده و یكی یكی از نظر خواهید گذرانید هر كدام مطابق رضای خدا انجام یافته شكر بكنید و هر كدام تخلف شده استغفار . این رویه را هر روز ادامه دهید این روش گر چه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ ، ولی كلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات (حدید –حشر – صف- جمعه  و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز حالات خود را برای بنده بنویسید . ان شاء الله موفق  خواهید بود .

 ( با استفاده از كتاب لطایف قرانی نوشته صادق زینی صفحه 109)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:18  توسط عبد عاصی  | 

شرح حال مرحوم حاج محمد صادق تخت فولادى قدس سره 

مردان خدا ز خاكدان دگرند
مرغان هوا ز آشيان دگرند
منگر تو بدين چشم بديشان ، كايشان
بيرون ز دو كون در مكان دگرند

 

قدوه السالكين مرحوم حاج محمد صادق مشهور به تخت فولادى از عرفاى بزرگ قرن سيزدهم و استاد سير و سلوك مرحوم حاج شيخ حسنعلى رحمة الله عليه در اواخر سلطنت فتحعليشاه قاجار زندگى مى كرده اند در اوايل جوانى به كار رنگرزى اشتغال داشته و به كمك چند شاگرد كارگاه رنگرزى را اداره ميكرده اند. عادت آن مرحوم در جوانى اين بود كه با وجود ناامنى حاكم به شهر هر روز عصر با شاگردان براى تفريح از شهر اصفهان خارج مى شدند.

روزى به هنگام غروب كه از دروازه شهر به طرف شهر باز مى گشتند، در بين راه در قبرستان تخت فولاد از دور چشمشان به ..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 6:48  توسط عبد عاصی  | 

زندگی نامه موحد کبیر سید هاشم حداد 


تولد و والدين

جناب حاج سید هاشم موسوی حداد در سال 1318 ق. در کربلا چشم به جهان گشود.
پدرش سید قاسم و مادرش زنی از قبیله جنابی های کربلا به نام هدیه می باشد.
جدش سید حسن از شیعیان هند بوده و به کربلا مهاجرت کرده است. در آنجا به سقایی مشغول و به حیا و پاکدامنی زبانزد بوده است.
از حکایتهای عبرت آموزجد ایشان آنکه:
اعراب غیرتمند اطراف کربلا بعضی اوقات زنان خود را به همراه آقا سید حسن به کربلا می فرستادند تا لوازم مورد نیاز را تهیه کنند.
در تمام راه تا شهر کربلا حتی یک بار هم بی اختیار نگاه سید حسن به آنها نمی افتاد و این نشان از شدت احتیاط و توجه وی داشت. ایشان در کربلا خانه ایی را سقایی می کرد به قدری در هنگام آب رسانی خویشتن دار بود که از وقت داخل شدن به منزل تا خارج شدن سرش را به طرف دیوار بر میگرداند تا زنی را نبیند خواه در آن منزل کسی باشد یا نباشد.


تحصیل

عارف فرزانه حاج سید هاشم پس از رشد و شکوفایی، در همان کربلا مشغول تحصیل شد. درسهای طلبگی را تا سیوطی خواند. سپس راهی دیار مولی الموحدین، امیرالمؤمنین علیه السلام شد. ؛ تا علاوه بر تحصیل، از محضر عارف کامل و بی بدیل، میرزا علی قاضی طباطبائی تبریزی، استفاده و همچنین در مدرسه هندی نجف خدمت کند.
 


آیت الله سيد علی قاضی طباطبائی تبریزی

 
ملاقت با استاد
یکی از بزرگان می فرمود:
از خود آقا سید هاشم حداد شنیدم که فرمود مضطرب و سرگردان بودم و برای یافتن استادی که در مدرسه هندی تدریس داشت و معروف به
میرزا علی آقا قاضی بود به نجف اشرف رهسپار شدم وقتی داخل مدرسه هندی شدم، نگاهم به سیدی افتاد که در روبروی در ورودی نشسته بود.
 به محض نگاه کردن به وی اضطراب از دلم رفت.
آیت الله تهرانی می نویسد:
ایشان پس از ورود به مدرسه هندی بی اختیار به سوی علامه قاضی رفته و پس از سلام دستش را می بوسد و آیت الله  قاضی نگاهی به او کرده، می گویند: سید هاشم! رسیدی؟

وی در آن مدرسه حجره ای گرفته و از آن موقع شاگردی در نزد استاد را شروع کرد. وی تا پایان عمر
آیت الله سید علی قاضی تحت تربیت آن فرزانه عصر بود.
سید هاشم در مدرسه هندی در حجره ای ساکن بود که سید بحرالعوم در آن ساکن بوده است.
علامه قاضی بسیار به حجره ایشان می آمدند و گاهی می گفتند امشب حجره را خالی کن که می خواهم تنها در آن بیتوته کنم. این خود نشان از نورانیت این حجره شریف دارد و خداوند توفیق سکونت در آن را نصیب حاج سید هاشم کرده بود.
مرحوم سید هاشم حداد یکی از شاگردان برگزیده اخلاقی  آیت الله سید علی قاضی بود .
وی پس از استفاده و .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 16:57  توسط عبد عاصی  | 

 

 

آيت الله قاضي در سنين حدود 55 سالگي

ولادت

حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.

شاگردان

آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی را تا قله های بلند عرفان و معنویت بالا کشیده و از شراب گوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. اما به تعدادی از آن ها که مبرز و شناخته شده هستند، اشاره می کنیم:

آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره)

آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره)

آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره)

آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(حفظه الله)

آیت الله سید عباس کاشانی(حفظه الله)

آیت الله سید عبد الکریم کشمیری(ره)

آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره)

آیت الله علی اکبر مرندی(ره)

آیت الله سید حسن مصطفوی تبریزی

آیت الله علی محمد بروجردی(ره)

آیت الله نجابت شیرازی(ره)

آیت الله سید محمد حسینی همدانی


آیت الله سید حسن مسقطی(ره)

آیت الله سید هاشم رضوی کشمیری(ره)

حاج سید هاشم حداد(ره)

و....

پدر

پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.

درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.

 یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 8:18  توسط عبد عاصی  | 

امام باقر(ع) فرمودند: دعا برترين عبادت است، دعا كنيد و دعوت خدا را اجابت كنيد تا رستگار شويد و از عذابش نجات يابيد. امام صادق(ع) نيز فرمود: عاجزترين مردم كسي است كه در دعا كوتاهي نمايد و بخيل ترين مردم كسي است كه از سلام كردن خودداري نمايد.
دعا، عبادت است، دعا را ترك ننماييد، زيرا وسيله اي بهتر ازآن براي تقرب به سوي حق نيست، به جهت كوچكي حاجت، از دعاكردن خودداري نكنيد زيرا برآوردنده حاجت هاي بزرگ و كوچك فقط يك مقام(خداوند) است، بنابراين از دعا خسته نشويد، زيرا دعا نزد خدا منزلتي بس بزرگ دارد. عزيزان، بياييد دعا را در برنامه زندگاني خود قرار دهيم تا مورد لطف خداوند واقع شويم. هرگاه ديديد توفيق دعاكردن پيدا كرده ايد، بدانيد علامت آن است كه درهاي رحمت خداوند به سوي شما باز شده و اگر دعاهايتان مستجاب شود خوشا به حال شما و اگر مستجاب نشود باز هم سه منفعت براي بنده اش عنايت نموده:
1- خداوند نعمتي را برايش ذخيره نمايد تا در زمانش عطا كند؛
2- شر و آسيب را از انسان دور مي سازد؛
3- دعا، كفاره گناهان مي شود؛
هان مشو نوميد چون واقف نه اي ز اسرار غيب
باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور
خداوند از خواسته هاي دل ها آگاه است ولي دوست دارد نيازهايمان را به درگاهش عرضه كنيم. پس هرگاه دعا مي كنيد تمام حاجت هايتان را نام ببريد. بهترين زمان دعا پيش از طلوع صبح و پيش از غروب آفتاب است. هيچ امري نبايد مانع دعا شود، از خدا حاجت هايتان را بخواهيد كه او هر امري را بخواهد مي تواند انجام دهد. از خدا بخواه و گمان مبر، كار از كار گذشته است. امام علي(ع) را الگوي خود قرار ده، زيرا مولا علي(ع) مردي كثيرالدعا بود و فرمود: «دعا سپر مومن در مقابل بلاهاست». جهت رسيدن به مقصد و هدف نهايي خود دست از دعا برنداريم و مرتب در خانه خدا را بزنيم تا عاقبت در خانه خدا به رويمان باز شود.

   آن قدر در مي زنم اين خانه را         تا ببينم روي صاحب خانه را

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 8:6  توسط عبد عاصی  | 

آورده اند: شاعري بود به نام حاجب، قصيده اي در مدح امير المومنين علي (ع) سرود كه قسمت آخرش اين بود:


حاجب اگر معامله حشر با علي است
من ضامنم تو هر چه بخواهي گناه كن


شب علي(ع) را در خواب ديد. حضرت به او فرمود مصرع دوم شعر خود را اصلاح كن . حاجب گفت: چه بگويم؟ فرمود بگو:


حاجب اگر معامله حشر با علي است
شرم از رخ علي كن و كمتر گناه كن

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 8:5  توسط عبد عاصی  | 

كاري مهم تر از خودسازي نداريم

مفسر كبير و عارف بصير، مرحوم علامه محمدحسين طباطبايي(ره) در بيست و نهم ماه ذي الحجه الحرام سال 1231 هجري قمري در شهرستان تبريز چشم به جهان گشود و در پنج سالگي، مادرش، و در نه سالگي پدرش را از دست داد و از همان سال به مكتب رفت و دروس بسياري را فراگرفت. بعد از سال ها درس و بحث، در نجف اشرف به مدت 11 سال از محضر اساتيد مبرزي چون مرحوم آيت الله نائيني، آقاسيد ابوالحسن اصفهاني، سيد ابوالقاسم خوانساري(رياضيدان) و آقا ميرزاعلي قاضي طباطبايي بهره مند شد.
درباره تفسير بي نظير ايشان گفته اند: همان طور كه قرآن مخزن همه علوم است، تفسير استاد علامه نيز مخزن همه آرا و افكار و علومي است كه اين حكيم الهي از آن بهره مند شده و به ديگران رسانده است. مرحوم علامه در روز يكشنبه هيجدهم محرم الحرام 2041 برابر با بيست و چهارم آبان ماه 0631 در ساعت 9 صبح و در سن 08 سالگي چشم از جهان بربست و در بالاي سر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.

ياد خدا
يكي از فضلاي معاصر كه چند سالي در محضر علامه درس خوانده مي گويد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 7:13  توسط عبد عاصی  | 

تمثال عبد صالح خدا جناب شيخ رجبعلي خياط (نکوگويان) - ره

ولادت

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:

« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 8:51  توسط عبد عاصی  | 

 

 

دستخط جناب شيخ حسنعلي اصفهاني - نخودکي - ره

 


پدر

شیخ حسنعلی اصفهانی(ره) فرزند علی اکبر فرزند رجبعلی مقدادی اصفهانی(ره)، در خانواده زهد و تقوی و پارسائی چشم به جهان گشود، پدر وی مرحوم ملاّ علی اکبر، مردی زاهد و پرهیزگار و معاشر اهل علم و تقوی و ملازم مردان حق و حقیقت بود و در عین حال از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل می کرد و آنچه عاید او می شد، نیمی را صرف خویش و خانواده می کرد و نیم دیگر را به سادات و ذراری حضرت زهرا علیها السلام اختصاص می داد.

در سال 1269 هجری قمری، دختری به وی عنایت شد که مادرش تا چهار ماه پس از وضع حمل حتی قطره ای شیر در سینه نداشت و آنچه دوا و دعا کردند، مؤثر نیفتاد. تا یکی از دوستان، او را به سوی مردی صاحب نفس به نام حاج محمد صادق تخته پولادی هدایت کرد.

ملاعلی اکبر به دلالت دوست خود، به حضور حاجی رسید و عرض حاجت نمود. حاجی به وی دستور داد تا هر چه دعا و دوا برای زوجه اش گرفته است، از وی دور سازد و خود،  در حبّه نباتی بدمید و فرمود تا آن را به زوجه خود بخوراند. با انجام دستور حاجی، پس از ساعتی شیر از سینه زن جریان یافت و به خارج راه گشود و همین امر سبب ارادت فراوان ملا علی اکبر به مرحوم حاج محمّد صادق(ره) گردید و مدت بیست و دو سال خدمت ایشان را به عهده گرفت و در این مدت، تحت تربیت و ارشاد وی به مقاماتی معنوی نائل آمد.


              مقبره مرحوم حاج محمد صادق تخته فولادی


ملا علی اکبر در شهر، به کسب خود اشتغال می ورزید و در عین حال حوایج آن مرد بزرگ را نیز فراهم می ساخت و شبهای دوشنبه و جمعه به خدمت او می رفت و در تخت پولاد بیتوته می کرد.

مولود مبارک

از طرف دیگر مرحوم ملا علی اکبر که فرزند ذکوری نداشت، عهد کرده بود که به ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 18:10  توسط عبد عاصی  | 
Powered By
 
BLOGFA.COM